خرید بک لینک

+I don't waa do it

-but you're have to...

"Life isn't always fair"

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:47

فروپاشی, یک انسان چگونه است

از درون خورده میشوی و لبخند میزنی

همینطور با خودت میخندی با خاطراتی که هرگز رخ ندادند

میدانی.... حسرت ادمی را از پا در می اورد

آه میکشم و حسرت میخورم که ای کاااش ای کااااششش....

متنفرم از این حسرت ها

از این اه کشیدن های مداوم

پس روز من کی میرسد؟

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

از شدت ناراحتی حالم به هم میخوره...

به چه گناهی اخه؟

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

هزاران فریاد در سکوت من نهفته است

اقیانوس های اشک در آه های من نهفته است

روی میرسم به آرزویم؟

چیزی نمانده تا با هیجده سالگی ام خداحافظی کنم...

هیجده سالگی ای که با اشک و اه گذشت

خدایا

در من چه دیدی

که کول بار غم جهانت را در بغچه ای بستی

و روی دل من گذاشتی

در من چه دیدی که مرا محرم راز خود کردی؟ در من چه دیدی که به اینجایم کشاندی؟

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

روزی که شروع کردم فقط یک دختر هفده ساله بودم حالا وقتی به خواسته ام میرسم یک دختر بیست ساله می شوم هیفده سالگی، هیجده سالگی و نوزده سالگی ام به اشک و اه گذشت به غم و نرسیدن گذشت به خواستن و نتوانستن

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

گاهی باید خودت را در اغوش بکشی و انقدر خودت را محکم نگه داری تا از هم نپاشی

من از آن گاه ها متنفرم

متنفرم...

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

روزگارا تو اگر سخت به من میگیری باخبر باش که پژمردن من آسان نیست....

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

شاد زیستن اسان است... باید لبخندی پت و پهن بزنی به چشمان خسته ی خودت در اینه ی کوچک اتاق و با خودت زمزمه کنی من از فردای, تو نمیترسم,

من از بودن در اینجا در مقابل تو در این اینه ی کوچک زندگی خوشحالم

من از این صدای گذرای ماشین ها و بوی عجیب خیابان ها، این هوای دلچسب پاییزی خوشحالم

ای ادمک نگران اینه، شاید صدای من رسا نباشد اما تو که میشنوی

تو که ثانیه به ثانیه در کنار منی

شاد باش که من دیگر از فردای, تو نمیترسم,

نمیترسم,....

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

سلام به جنون دوباره ی شبانه, ام بلای حیات چه بود که دچار ما شد چه بود که طناب دارش را از روز اغاز به گردن ما انداختند و محکم کردند کاش مادرم ان روز مرا به این کره ی خاکی نیاورده بود کاش مرا به این بلا

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

It feels like im traped

No matter how hard i try

I always dying in the inside...

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:08

صفحه بندی